احمد بن محمد ميبدى
361
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
وَ الْإِبْكارِ . پس تو ( اى محمّد ) شكيبا باش و بدان كه وعدهء خداوند راست است و مر گناه خويش را آمرزش بخواه و خداى خود را در شامگاه و بامداد ستايش كن . 56 - إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ « 1 » . آنان كه در سخنان خداوند جدال و پيكار مىكنند بىدليل و حجّتى كه به آنها آمده باشد ، در سينهء اين كسان جز خودپسندى و مرادى بزرگنما نيست كه هرگز به آن نخواهند رسيد ، پس تو به خداى يگانه ( از فتنه دل ) پناه بر و فرياد مىخواه كه او است شنوا و بينا . 57 - لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ . هرآينه آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش مردم بزرگتر است و ليكن بيشتر مردمان نمىدانند . 58 - وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ لَا الْمُسِيءُ قَلِيلًا ما تَتَذَكَّرُونَ . هرگز نابينا از حق و بينا به حق چون هم نيستند ، و هرگز آنان كه ايمان آوردند و نيك كارهاى كردند ، با گناهكاران و بدكاران مانند هم نباشند و شما اندك پند پذيريد ! 59 - إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ . رستاخيز بدون شك و ريب آمدنى است و ليكن بيشتر مردمان ايمان نمىآورند . تفسير ادبى و عرفانى سوره 40 آيه 38 38 - وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ . آيه . دنباله سخن مؤمن آل فرعون است كه نزد فرعون سخن به حق گفت ! و زبان به موعظت گشود و آنان را پندى رسا داد ، و گفت اين دنيا پلى است گذشتنى و بساطى در نوشتنى ! چراگاه مدعيان و لافگاه بىسرمايگان و بارگاه و مجمع بىخطران و بىحاصلان ! صد هزاران تاج و تخت به تاراج مرگ برداده و صدهزاران رخت و پخت پادشاهان بر خاك افكنده ، و تو مسكينوار ، بر سر اين خاكستان ويران قرار گرفته و عاشقوار حلقهء غلامى دنيا در گوش كرده و آن سراى سرور را فراموش نموده و به اين سراى غرور فروختهاى ! اكنون ديده بر عقل برگمار و به گوش هوش اين نداى تهديد را بشنو ! اگر گوش پندشنو دارى ! : در جهان شاهان بسى بودند كز گردون ملك * نيزههاشان شاخ شاخ و تيرهاشان تارتار ! تن به خاك آورد آنك افسر بود دى ! * تن به دوزخ برد امسال آنكه گردون بود پار ! مؤمن آل فرعون آنان را اندرز داد و پند نيكو گفت ، اما چه سود ! كسى كه در گودال تباهى و فساد افتاده و حكم ازل به گمراهى او رفته و به حق شايستگى ضلالت و غوايت داشته ، پند نيكان او را چه سود و اندرز نيك مردان از كجا دل وى گيرد ! لاجرم ، بيگانگان و بدبختان چون سخن وى شنيدند در خشم شدند و آهنگ كشتن او كردند ! از ميان آنها ناچار به كوه بگريخت و در نماز و پرستش خداى يگانه شد و درّندگان به امر خداوند او را پاسبانى كردند و چون مأموران
--> ( 1 ) بمعنى مفسران در تفسير اين آيه نوشتهاند كه مراد مجادلهء يهود با پيغمبر است كه مىگفتند : مسيح بن داود ، در آخر زمان ظهور مىكند و دجّال است كه دنيا را مىگيرد و عرب را مغلوب مىكند ! خداوند به پيغمبر فرمود : پناه بر به خدا از شرّ دجّال يهود !